خرید بک لینک
من هيچگاه صبر کافي براي شنيدن نظرات ديگران ندارم، چون مطمئن هستم که فقط چيزي که در جاي ديگري شنيده اند را تکرار ميکنند يا عقايدي که در کودکي به خوردشان داده شده است را نشخوار ميکنند. ببينيد، هرکس حق دارد نظرات خودش را داشته باشد و من هرگز جلوي کسي که عقيده اي را اظهار ميکند را نميگيرم، ولي آيا شما ميتوانيد مطمئن باشيد که آن عقيده متعلق به خودش است؟ من نميتوانم.

برچسب: نویسنده: النا جلالی تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 9:58

آری، اینگونه اند مردمی که حق دانستن و قضاوت کردن، این حیاتی ترین حقوق خویش را، به دیگران واگذار می کنند و راهشان را نه با تکیه بر آگاهی و شناخت، بل بر اساس اعتماد یکپارچه به رهبران می پیمایند و تسلیم اراده ی  کسانی می شوند که مصالح ایشان، چه بسا، همیشه با مصالح و آرمان های توده یکی نباشد.امروز، چشم به حرکت رهبری می دورزند که روزگاری، به دلیلی، کسب حیثیتی کرده است -شاید کاذب- وبه راه او می روند، و فردا، به دلیلی دیگر، روی از او می گردانند و به جبهه ی دیگری نقل مکان می کنند؛ و در همه حال، ساده لوحانه  و معصومانه آلت فعل اند و بر انگیخته شده به دست کسانی که منافع شان، رشد آگاهی توده ها را ایجاب نمی کند.و تا آن هنگام که راهبران و پیشگامان، مظهر ارادهی آگاه توده ها نباشند، و تا توده ها، سوای شعور تاریخی شان، خود به مرحله ی تحلیل عینی لحظه به لحظه حوادث نرسند، فریب خوردن، و به بیراهه کشانده شدن، و تن به تقدیر آوارگی و درماندگی سپردن، برای توده ها، امریست نه چندان غریب و بعید.آنها که نمی جویند و نمی پرسند و نمی شناسند، خیل کوران را مانند، دلبسته ی بن عصای بینایی؛ و وای اگر آن بینا به راه خویشتن برود نه راهی که کوران را آرزوست؛ و وای اگر آن به ظاهر بینا، خود در معنا کوری باشد که بن عصای بیگانه یی را گرفته باشد...و تا روزگار چنین است، خوب یا بد، ستاره حکومت خواهد کرد.

برچسب: نویسنده: النا جلالی تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 9:58

به تو فکر می کنممثل مومنی که به ایمانِ باد و به تکلیف بیدبه تو فکر می کنممثل مسافر به راهمثل علف به ابرمثل شکوفه به صبح ومثل واژه به شعربه تو فکر می کنممثل خسته به خواب و نرگس به اردیبهشتبه تو فکر می کنم مثل کوچه به روز مثل نوشتن به نی  مثل خدا به کافر خویش ومثل زندان به زندگیبه تو فکر می کنممثل برهنگی به لمس و تن به شست و شوبه تو فکر می کنممثل کلید به قفل مثل قصه به کودک مثل پری به چشمه و پسین به پروانهبه تو فکر می کنممثل آسمان به ستاره و ستاره به شب به تو فکر می کنم مثل اَبونواس به میمثل نقطه به خط مثل حروف الفباء به عین مثل حروف الفباء به شینمثل حروف الفباء به قافهمین!هر چه گفتمانگار انتظارِ آسان رسیدن به همین سه حرف ِ آخر بود.✍ سید علی صالحی

برچسب: نویسنده: النا جلالی تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 9:58

صفحه بندی